{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
|

سحر قریشی می گوید که او متولد ۶ دی ماه ۱۳۶۶ در تهران می باشد .سحر قریشی یک برادر کوچکتر از خود به نام سپهر دارد .

تیپ خفنِ سحر قریشی در خودروی میلیاردی اش/ ببینید

سحر قریشی می گوید که او متولد ۶  دی ماه  ۱۳۶۶ در تهران می باشد .سحر قریشی یک برادر کوچکتر از خود به نام سپهر دارد . سحر قریشی بعد از ایفای نقش یلدا در سریال دلنوازان به شهرت رسید و با داریوش عزتی ازدواج کردند.اما پس از چندی طلاق گرفتند.

ولی این ازدواج فقط یک سال دوام آورد. اولین کار بازیگری سحر قریشی بازی در فیلم لج و لج بازی به کارگردانی سید مهدی برقعی بود.

دوستی سحر قریشی و سمانه پاکدل

سحر قریشی درباره دوستی اش با سمانه پاکدل می گوید اگر بخواهم سمانه را تعریف کنم، خیلی حرف ها دارم که دوست دارم بگویم… خالصانه ترین حرفی که می خواهم بگویم این است که اگر  پدر  یک  خانواده  بودم که پسری داشتم، حتما سمانه را به زور برای پسرم می گرفتم چون که سمانه به شدت زن خانه است، بارها پیش آمده که من خیلی ناراحت بودم و شده که ساعت ۴ صبح به سمانه زنگ زدم.

سمانه زود آمده دنبال من و رفتیم امامزاده صالح (ع) در میدان تجریش و آنجا تا توانستیم با هم درد دل و گریه کردیم و برگشتیم خانه.

من و سمانه هم خون نیسیتم ولی همدل هستیم. سمانه تنها همکاری است که توانستم در این مدت فعالیت، به او آنقدر اطمینان کنم که رازهای نگفته زندگی ام را به او بگویم و مطمئن هستم که این راز را فقط من و سمانه می دانیم. رازی که به سمانه می گویم مطمئن هستم حتی اگر با هم قطع رابطه هم بکنیم، از زبان دیگری نمی شنوم.

میشه سعی کردم آدم خوشدلی باشم و آدم های خوشدل هم دور خودم جمع کنم و سمانه یکی از بهترین خوشدل هاست. به خاطر ضرباتی که در زندگی خوردم تصمیم گرفتم که زیاد مسائل را جدی نگیرم و آدم ها را به شکل فانتزی ببینم و سمانه از دید فانتزی من یک عروس زیبا است.

هیچ لذتی بالاتر از غذا خوردن نیست!

بیوگرافی سحر قریشی می گوید اهل  رژیم غذایی  هستم و از طرف پدر و مادر، ژن  چاقی  دارم. قدم ۱۷۰ سانتی‌متر و وزنم ۵۸ کیلوگرم است اما به شدت مواظب وزنم هستم. یک دوره‌ بود که خیلی ورزش می‌کردم اما الان وقت نمی‌کنم و فقط رژیم می‌گیرم و گریه می‌کنم. بعد از اینکه یک عالمه غذا می‌خورم کلی گریه می‌کنم… انگار در دنیا هیچ لذتی بالاتر از غذا خوردن نیست.

به دکتر گفتم نمی‌توانم جلوی اشتهایم را بگیرم… سر فیلمبرداری که هستیم اصلا غذا نمی‌خورم. دوره‌ای بود که تا غذا می‌دیدم، گریه می‌کردم که چرا این غذا را جلوی من گذاشتید؟ مرغ پخته را می‌دیدم می‌گفتم طفلکی را چرا پختید…؟

دکتر آنقدر با من حرف زد و روش‌هایی به کار برد که بهتر شدم. رژیم سخت گرفتم و مشاوره‌هایی که رفتم باعث شد این حالت کمتر شود. برای  درمان  این حالت‌ها ظرف غذا را بزرگ‌تر کردم و مقدار غذا را کمتر و این را پذیرفتم که من اشرف مخلوقات هستم؛ باید همه‌چیز بخورم و دلم برای مرغ و گوسفند نسوزد.

آنچه دیگران میخوانند
آنچه دیگران میخوانند

ارسال نظر

 

پندار اقتصادی

دیگر رسانه‌ها