{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
|

تا پیش از ساخت و اکران ماهی‌ها عاشق می‌شوند در گیلان و حتی در اغلب رستوران‌های کشور، مردم با یک منوی تکراری و محدود روبه‌رو می‌شدند و برای سفارش‌دادن حق انتخاب بیش از چند گزینه محدود را نداشتند.

فیلمی برای رستوران‌داران
بیشتر بخوانید
به گزارش پندار آنلاین:

سر شب یکی از غروب‌های پاییزی سال83، بهروز پورجعفر، شاعر خوش‌قریحه همشهری‌ام در لنگرود سراغم آمد و گفت: «چه کاره‌ای‌؟». گفتم: «کارخاصی ندارم. کم کم دارم آماده می‌شوم تا بروم کافه بابا‌روحی در لیلاکوه». گفت: «آمده‌ام با تو قراری بگذارم تا برویم جایی. البته اگر با کسی قرار نداری؟». گفتم: «نه! اما کجا باید برویم؟». گفت: «می‌خواهم تو را به یک شام مفصل و لذیذ دعوت کنم». من هم بدون وقفه دعوتش را پذیرفتم. قدم‌زنان رفتیم تا به سینما آزادی رسیدیم. بهروز فورا رفت پای گیشه و 2تا بلیت خرید. بعد دستم را گرفت و گفت برویم سینما. کمی یکه خوردم چون من را به شام دعوت کرده بود.  دعوت به سینمای بهروز، هوس شام مفصلی که طعمش را در ذهنم می‌پختم کور کرده بود. اما او برعکس من با چنان اشتیاقی در راهروی ورودی سینما قدم می‌زد که انگار قرار است آنجا جایزه ویژه‌ای به او بدهند. همانجا به من گفت: «امشب برای چهارمین بار است که دارم می‌آیم این فیلم را ببینم. به همین دلیل هر شب هم یکی را برای دیدن فیلم دعوت می‌کنم و امشب قرعه به نام  تو خورد».

 وقتی روی صندلی‌ نشستم از بهروز پرسیدم: «راستی من به تماشای چه فیلمی آمده‌ام؟». گفت: «ماهی‌ها عاشق می‌شوند». فیلم را بدون تکان‌خوردنی و حرف‌زدنی تا آخر نگاه کردیم. وقتی فیلم به نیمه رسید، تازه کنایه صابر را فهمیدم. لذت تماشای این فیلم به کنار اما باید اعتراف کنم، ماهی‌ها عاشق می‌شوند یکی از تأثیر‌گذارترین فیلم‌های ایرانی برای دنیایی خارج از سینما در ایران است. اگرچه روایت یک شکست عشقی و تجدید خاطرات 2 عاشق بعد از سال‌ها را مانند سینما پارادیزو به تصویر می‌کشد، اما در فیلم ایرانی اتفاقی می‌افتد که بعد‌ها تأثیرش را در گیلان و حتی کشور می‌گذارد. آن شب روحم در سینما آزادی یک پرس غذای گرم و لذیذ خورد که در هیچ رستورانی نمی‌توانستم سراغش را بگیرم.

تا پیش از ساخت و اکران ماهی‌ها عاشق می‌شوند در گیلان و حتی در اغلب رستوران‌های کشور، مردم با یک منوی تکراری و محدود روبه‌رو می‌شدند و برای سفارش‌دادن حق انتخاب بیش از چند گزینه محدود را نداشتند. آن موقع رستوران‌ها تشکیل می‌شدند از چند میز صندلی دونفره یا چند‌نفره با دیوارهای کاشی‌شده، اما بعد از اکران ماهی‌ها عاشق می‌شوند، کم‌کم رستوران‌داری به‌ویژه در گیلان رویکرد دیگری پیدا کرد. غذا‌های محلی در صدر منو‌های رستوران‌ها قرار گرفتند. معماری بومی و استفاده از ظروف بومی در آشپزخانه‌ها و میزها اهمیت بیشتری از ماهیت غذاها یافتند. رشت به‌عنوان شهر خلاق خوراک به یونسکو معرفی شد و این سازمان هم این شهر را در فهرستش به‌عنوان شهر خلاق خوراک معرفی کرد. درواقع فیلم علی رفیعی تحولی در رستوران‌داری کشورایجاد کرد؛ نقشی که رستوران‌داران درکش کردند اما برخی منتقدان سینما نه!

 

آیا این خبر مفید بود؟

اخبار مرتبط

ارسال نظر

 

گوناگون