{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
|

منوچهر طیاب مردی بود که به قول خسرو سینایی سعی می‌کرد ریزه فرهنگ های گمشده ایران را نجات دهد و حالا در فاصله کمتر از یک ماه دو هنرمندی از این دنیا رفته‌اند که توجه به ایران در مستندهایشان جلوه‌ای دیگر داشت.

مردی که به دنبال ریزه‌فرهنگ‌های گمشده ایران بود

منوچهر طیاب پس از مدت‌ها تحمل بیماری و باوجود اینکه مدتی قبل حالش رو به بهبود رفته بود، در سن 83 سالگی دور از وطن درگذشت.

همین یک سال قبل بود که برای این مستندساز باسابقه بزرگداشتی در جشنواره حقیقت برگزار شد و خسرو سینایی که او هم به تازگی درگذشته است، در آن مراسم با اشاره به سابقه دوستی 60 ساله خود با این مستندساز گفته بود: طیاب سابقه سینمایی‌اش بسیار بیشتر از من بود و 50 سال طول کشید تا من خودم را قانع کردم سینما جز یک ابزار نیست و این ابزار را هر کسی با ذهنیت خود از آن بهره می گیرد. کسی دوست دارد آرتیست شود، کسی دوست دارد جنجال به راه بیندازد و کسی هم دوست دارد آن را در خدمت ارتقای فرهنگ جامعه به خدمت بگیرد، طیاب اینگونه بود. اگر به کارنامه سینمایی طیاب نگاه کنید، همه آثارش درباره ایران است، او سعی کرد ریزه فرهنگ‌های گمشده ایران را نجات دهد.

همایون امامی هم درباره او گفته بود: منوچهر طیاب کمی پس از فرخ غفاری و هژیر داریوش که آن‌ها نیز چون او سینما را در فرنگ آموخته و با جریان سینمای هنری روز جهان به خوبی آشنا هستند به وطن باز می‌گردد. طیاب «ریتم» را در سال 1343 به عنوان دومین فیلم خود می‌سازد و یونسکو فیلم را می بیند و به عنوان منبعی مهم در آموزش تدوین آن را برای دیگر کشورها به اشتراک می گذارد.

او بیان کرده بود: طیاب معماری خوانده است، پس طبیعی است که نخستین مستندسازی باشد که در مجموعه ای ماندگار معماری ایران را به خاطر جنس منحصر به فردش ثبت کند. مجموعه معماری ایران ساخته و عرضه می‌شود که امروزه همچنان کارکرد و طراوت خود را دارد به ویژه در مسجد جامع که نه با رویکردی اطلاعاتی که با دیدی هنری حس عبور از برابر این موسیقی منجمد را به خوبی به تو منتقل می‌کند. در برابر کارنامه سینمایی طیاب، ساعت‌ها می‌توان سخن گفت. طیاب به عنوان ایرانشناسی عاشق در می‌یابد که پروژه‌های ایران شناسی‌اش را اگر در چهار رده اجرایی کند زودتر و بهتر آرزو دیرینه‌اش را در ثبت پاره‌های ایران شناسی اجرایی کرده پس ایران را در چهار بخش مستند می‌کند؛ کویرهای ایران، تمدن حاشیه‌های البرز ، زاگرس و دریای پارس که در چهار فیلم با عنوان‌هایی چون «همراه باد»، «در دل تنهایی کویر»، «زاگرس: گاهواره تمدنی کهن»، «البرز: زادگاه تمدنی به قدمت تاریخ و دریای پارس» به نمایش درآمد.

طیاب خودش در آن مراسم گفته بود: ما روزی وارد این مملکت شدیم که چیزی به عنوان سینمای مستند نبود و ما هم نمی‌دانستیم در چه راهی قدم می‌گذاریم، اما وقتی فیلم «سفال» را ساختم و آن را روی پرده دیدم به خودم گفتم، آرزو دارم در ایران سینمای مستند پا بگیرد. سپس شرایط به گونه‌ای پیش رفت که ما در این سال‌ها بیش از هزار فیلم مستند ساختیم که در خارج از کشور مورد توجه قرار می‌گیرند. من در چند جشنواره بین المللی عضو هیات داوران بودم و وقتی فیلم مستند ایرانی نمایش می‌دادند سالن‌ها پر از جمعیت می‌شد. سینمای مستند ما رنگ و بو و هوای دیگری دارد، درست است این سینما را از غرب گرفتیم اما مطابق نیاز جامعه و فرهنگی خودمان استفاده شده است. گر چه نمی توانم بگویم ما مکتب سینمای مستند داریم اما در خانواده سینمای جهان با وجود سینمای مستند، حرفی برای گفتن داریم.

این مستندساز همچنین در جایی دیگر گفته بود: خوشبختانه سینمای مستند ایران در جهان معرفی شده است و ما در انتظاریم که ببینیم جوانان ما راجع به کشورشان چه می‌گویند چون ما کارگزاران فرهنگ هستیم.

منوچهر طیاب بامداد چهار شهریورماه در وین درگذشت. او متولد سال 1316 در تهران، دانش‌آموخته‌ی رشته معماری در دانشگاه فنی وین و فارغ‌التحصیل کارگردانی سینما و تلویزیون از دانشکده سینمایی آکادمی دولتی موسیقی و هنرهای نمایشی بود.

طیاب از سال 1342 با ساخت فیلم «سفال» به حرفه‌ مستندسازی روی آورد و در  سال های گذشته نزدیک به 100 فیلم ارزشمند میراث فرهنگی و تاریخی را کارگردانی کرده است.

آنچه دیگران میخوانند
آنچه دیگران میخوانند

ارسال نظر