{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
|

مسعود فروتن :وقتی من و همسرم از هم جدا شدیم. هر دوی ما دلمان میخواست با دخترمان باشیم. او به دلیل اتفاقات زندگیش کوچ کرد و رفت و همه دلش را در زندگی من باقی گذاشت.

مسعود فروتن با پشیمانی که راه برگشتی ندارد

مسعود فروتن کارگردانی که بیشتر در حوزه تلویزیون کار کرده است به تازگی با نگارش یادداشتی که موضوعیت آن «دلتنگی» بوده از خاطرات تلخی گفته که به واسطه جدایی از همسر و به تبع آن دوری از فرزند دختری که بسیار هم او را دوست داشته نصیبش شده است. فروتن در یادداشتی که برای «مغرب» نوشته از سالهای بدون رویایی گفته که به سبب دوری از دخترش برایش پدید آمده است. متن کامل یادداشت این کارگردان را در ادامه می خوانید:

سالهاست که رویا ندارم. سالهاست اگر خواب می بینم خیلی یادم نمی ماند ولی سالهاست که وقتی دخترم را خواب می بینم دلم میخواهد بخوابم شاید ادامه خوابم را ببینم. سالها را نمی شمارم. نمیدانم کی بود؟ هم خیلی دور دورها بود هم انگار همین چند لحظه پیش بود. وقتی من و همسرم از هم جدا شدیم. هر دوی ما دلمان میخواست با دخترمان باشیم. او به دلیل اتفاقات زندگیش کوچ کرد و رفت و همه دلش را در زندگی من باقی گذاشت…او آن طرف بی تابی می کرد و دخترم اینجا مادر میخواست و نداشت و من آخر حرف پریچهر خواهرم را گوش کردم که برایم نوشت:«دختر برای بزرگ شدن مادر میخواهد چون الگو لازم دارد و اگر بدون مادر بزرگ شود هویت نخواهد داشت.»

دلخوشم به خواب های دخترم

من دخترم را فرستادم که در دورها زندگی کند و از تنهایی و غریبی مادرش بکاهد. همراه با همه قلبم که مواظبش باشد و راه توشه، سفرش و من اینجا دلخوشم به خوابهایی که گاهی می بینم…وقتی دخترم را خواب می بینم از خواب بیدار میشوم، خودم را به خواب می زنم تا شاید ادامه آن خواب باز به خوابم بیاید اما نمی آید و دیگر خوابم نمی برد و باید همان «خواب نیمه» را مزه مزه کنم.

 

مسعود فروتن

 

حضور مسعود فروتن در برنامه دورهمی و ابراز پشیمانی از طلاق همسرش

مهران مدیری میزبان مسعود فروتن، کارگردان تلویزیونی در برنامه «دورهمی» بود.

این کارگردان درباره ورودش به عرصه فرهنگ و هنر گفت: «در خانواده ام، مطالعه جا افتاده بود. یک بار پدرم از من خواست کتاب بینوایان را بخوانم و آخر هفته از من پرسید و وقتی دید خوب خوانده ام، پنج هزار هدیه داد و همین موضوع باعث شد که من کتاب خواندن را ادامه دهم.»

او ادامه داد: «در کودکی در شهرستان دماوند بودیم و در مدرسه تئاتر کار می کردیم. این علاقه به ادبیات و هنر از همان بچگی در من وجود داشت. برای همین بعد از سربازی، در مدرسه آموزش عالی سینما و تلویزیون، کارگردانی و در هنرهای دراماتیک، سینما خواندم.»

این بازیگر، درباره ازدواجش گفت: «25 ساله بودم و در تلویزیون تبریز کار می کردم. نیاز به یک گوینده داشتیم و دختر جوانی برای تست آمد و از او تست گرفته شد. بعد از مدتی باهم ازدواج کردیم و حاصل آن یک دختر است که الان پزشک است.»

او افزود: «بعد از چند سال ما از هم جدا شدیم، البته اگر عقل حالا را داشتم و اتفاقات بعدی را پیش بینی می کردم، فکر نمی کردم باید جدا شوم چراکه با اولین تنش ها فکر کردم مگر چند سال زندگی می کنیم که باید تحمل کنم. اما بعد فهمیدم که با همین تحمل ها زندگی فرم می گیرد.»

 

 

 

 

 

آنچه دیگران میخوانند
آنچه دیگران میخوانند

ارسال نظر

 

دیگر رسانه‌ها